آیا پایداری لوکس جدید است؟ در گفتگو با آندریا بوشتی در مورد ویلاهای کارل لاگرفلد در ماربلا

مارس 17, 2025

در طول چند سال گذشته، برندهای لوکس و مد شروع به ورود به معماری کردند. برخی از آن ها موزه، بنیاد و سازمان های فرهنگی ساختند در حالی که برخی دیگر مجتمع های مسکونی را شکل دادند که هویت آنها را به فضا تبدیل کرد. پیرو همین مفهوم، KARL LAGERFELD، همراه با سازنده اسپانیایی Sierra Blanca Estates و شرکت طراحی و برندینگ The One Atelier، اولین “پروژه معماری لوکس” خانه مد، ویلاهای کارل لاگرفلد در ماربلا، اسپانیا را ساختند. این پروژه توسط The One Atelier طراحی شده است و آندریا بوشتی مسئول ارشد طراحی آن است، این پروژه دارای تاثیر کربن پایینی است، یک ابتکار جهانی پایدار است که با تعهد برند به پیمان مد (تغییر صنعت مد به واسطه اهداف مرتبط با آب و هوا، تنوع زیستی و حفاظت از اقیانوس) هماهنگ است.

آرک دیلی با طرح این سوال که «معماری لوکس» چیست و چرا برندهای مد در حال پیشروی به سمت معماری هستند، با آندریا بوشتی ملاقات کرد تا دیدگاه این معمار و شهرساز را در مورد این موضوع بیشتر درک کند.

این پروژه عمدتاً بر ایده ترکیب پیشرفت در زمینه لوکس با پایداری از طریق تصمیمات مرتبط با طراحی و سیستم‌های مکانیکی متمرکز شده است، این پروژه پنج ویلا مختلف را که از چوب ساخته شده‌اند و با مواد سرامیکی مصنوعی پوشانده شده‌اند، راه‌اندازی می‌کند. این فضای مسکونی در عین هماهنگ بودن با شهر که از زمان آغاز همه گیری شاهد تغییر در جمعیت و فعالیت آن ها بوده است، در داخل چشم انداز طبیعی گنجانده شده است. ماربلا که زمانی به عنوان یک شهر تفریحی و محلی برای گذراندن تعطیلات در نظر گرفته می شد، اکنون نشان داده است که در حال تبدیل شدن به یک مقصد دائمی برای اقامت است.

در ادامه با خواندن مکالمه با آندریا بوشتی، معمار ویلاهای KL را بشناسید.

آرک دیلی : مفهوم (کانسپت) اولیه پشت این پروژه چه بود؟

آندریا بوشتی: مفهوم اولیه، بهره مندی از ترکیب لوکس با پایداری بود، با الهام از هویت کارل، که واقعا متعهد به خلق دنیایی بهتر بود. بنابراین، من می خواستم خود را با روح طراح تطبیق دهم و این ایده ها را به عنوان هدف اصلی پروژه قرار دهم و دو موجودیت را که معمولاً به هم متصل نیستند به هم متصل کنم. در واقع، ما از مواد به اصطلاح “لوکس” استفاده نکردیم، ماده اصلی ما ترازو، قطعات بازیافتی مرمر، چوب و نمای آینه ای است که از سرامیک (یک ماده کاملا طبیعی) ساخته شده است.

آرک دیلی: بنابراین، شما می گویید که اساساً اکنون دنیای لوکس برای این رویکردهای پایدار آماده است؟

آندریا: مطمئناً همه جا نیست. ما همچنین باید درک کنیم که در نقاط مختلف جهان، آنها هنوز برای این ایده ها آماده نیستند. اما این وظیفه ما به عنوان معمار است که آن را با جهان به اشتراک بگذاریم و در مورد این روش های جدید طراحی صحبت کنیم. با این وجود، همانطور که این پروژه بیان می کند، فکر می کنم بخشی از این دنیای لوکس اکنون آماده است. این پلان فوق العاده که ما در ماربلا طراحی کردیم، بزرگ نیست، اما با این حال، ترکیبی از 5 ویلا است. شاید لازم است در مقیاس بزرگتر آزمایش کنیم که وضعیت چگونه خواهد بود. از نظر طراحی، مشتریان بیشتر خواهان جو و فضای مناسب هستند تا فضاهای داخلی پیچیده.

آرک دیلی: از این نظر، اکنون معماری لوکس را چگونه تعریف می کنید؟

آندریا: من کسی هستم که در شهر زیاد کار می کنم. سفارش کار روی معماری لوکس در ابتدا عجیب بود، اما پس از طرح جامع میلان، این شانس را داشتم قبل از اینکه The One Atelier از من بخواهد با آنها کار کنم تا هویت برخی برند ها را در ترکیب با معماری بررسی کنم، چند ویلا را در روسیه مطالعه کنم. برای من همیشه مهم است که فراموش نکنم که یک پیشینه شهری دارم و هر بار با هر سرمایه گذاری جدید، سعی می کنم به تصور فضاهای بزرگتر بپردازم.

برای مثال، اگر به موزه پرادا در میلان فکر کنید، این پروژه توانست تغییر خاصی را در آن قسمت از شهر ایجاد کند. از این نظر، ما می‌توانیم از تجمل برای آوردن کیفیت به شهر و مردمی که در مجاورت زندگی می‌کنند استفاده کنیم. درست است که این موضوع هر بار امکان پذیر نیست، اما به عنوان مثال، در ویلاهای کارل لاگرفلد، ما از این طرح استفاده می کنیم تا یک زیرساخت سبز به منطقه، با درختان و مسیرهای دوچرخه سواری از تپه تا دریا بازگردانیم. همچنین این ویلاها چشم انداز شهر ساحلی را تصویر می کنند. در واقع هندسه ساخته شده، بدون اینکه خود را زیر پوشش های سبز پنهان کند، از طریق ایجاد رابطه قوی بین محیط زیست و معماری، با طبیعت در ارتباط است.

آرک دیلی: آیا شباهتی بین دنیای مد و دنیای معماری می بینید؟ درست مانند کارل لاگرفلد، بسیاری از خانه های مد در حال حرکت به سمت معماری هستند. فکر میکنید چرا؟

آندریا: صحبت از کارل شد، اگرچه او برای برندهایی مانند Fendi و Chanel کار می کرد، اما خودش متقاعد شده بود که مد، زیبایی و خلاقیت باید برای همه در دسترس باشد. این اصل دموکراتیک برای من چیزی است که به ایده های معماری من می پیوندد، معماری که کیفیت، خلاقیت و همچنین زیبایی را به شهر منتقل می کند. این همان شیوه است که من به وسیله آن شروع به دیدن ارتباط بین مد و معماری کرده ام.

در واقع، برندها می خواهند ارزش های خود را به معماری منتقل کنند، زیرا آنها می خواهند از یک رشته خاص خارج شده و گسترش پیدا کنند. در واقع، بسیاری از برندها به آتلیه وان مراجعه کرده اند تا بتوانیم هویت آنها را به یک ساختار تبدیل کنیم. این کار قبلا فقط در طراحی داخلی و مبلمان انجام می شد، اما اکنون بیشتر در مورد انتقال هویت و تجربه به قلمرو شهر و مخاطبان گسترده تر و ایجاد نمادها در شهرها است. به نظر من این یک تکامل عادی از برندهای خلاق است. همچنین با هدف باز کردن شعبه های جدید در بازار و حضور گسترده تر است. فرهنگ ما بصری است و معماری امروزه مهمترین مرجع بصری شهر است.

آرک دیلی: معماری “لوکس” چقدر با معماری متفاوت است؟

آندریا: برای من، آنها چندان متفاوت نیستند. مطمئناً در معماری لوکس خانه ها بزرگتر هستند، فضاها بزرگتر هستند، مکان بسیار گران تر است، اما اصول یکسان است. رویکرد پایداری نیز یکسان است. این دیدگاه من در مورد تجمل است. برای من، تجمل بیشتر به نحوه گذراندن زمان با کیفیت خود مرتبط است. به عبارت دیگر نمی‌خواهم با طراحی هایم ارزش های مادی را برجسته کنم، بلکه می‌خواهم فضاهای کیفی با استانداردهای بالا را برای ساکنان ایجاد کنم. ما مفهوم تجمل را از ماده، از بعد ملموس آن، به یک تجربه با کیفیت غیرمادی از زندگی منتقل کرده ایم.

آرک دیلی: اگر به پروژه در ماربلا برگردیم، این پروژه از پنج واحد تشکیل شده است که هر یک برای ساکنان متفاوت است. در مورد طراحی این ویلاها بیشتر توضیح می دهید؟

آندریا: واحدها بیش از حد بزرگ نیستند، بین 660 تا 900 متر مربع، برای خانواده های خصوصی در نظر گرفته شده است. این درخواست مشتری بود که به دو دلیل اصلی، بر طراحی تاثیر گذاشت. اول، ما به سادگی نمی‌خواستیم همان قالب تکراری را دوباره گسترش دهیم، زیرا می‌خواستیم تجربه سفارشی‌تری داشته باشیم. دوم، و مهمتر از همه، ما می خواستیم مناظر را به شکلی متفاوت قاب کنیم و دیدگاه متفاوتی نسبت به منظره اطراف ایجاد کنیم. اینگونه بود که با قالب هایی که داشتیم، سعی کردیم با پیکربندی های متفاوت فضاهای داخلی و خارجی، اتمسفرهای متعدد و محیط‌های زندگی خاص ارائه کنیم.

در این پروژه، طبیعت حجم را شکل داده است. از همین قانون برای طراحی فرم پنجره ها نیز استفاده شده است: گاهی اوقات ما پنجره های افقی بیشتری داریم، بنابراین می توانیم به افق و دریا نگاه کنیم، گاهی اوقات دهانه های عمودی که منظره را به عنوان یک تصویر با آسمان و دریا و فضای سبز قاب می کنند.

این انتخاب مفهومی مستقیماً به روح خلاق کارل مرتبط است که قبلاً این نوع قاب ها را ترسیم می کرد و برخی از قسمت ها را جدا می کرد. علاوه بر این، کارل لاگرفلد از طرفداران بزرگ «کمتر بیشتر است» اثر میس ون در روه بود و این پروژه سعی داشت این ایده را تجسم بخشد و بین حجم و فضای خالی تضاد ایجاد کند. از طریق چشم انداز پروژه، ما نیز موفق به ایجاد این تداوم شدیم. ویلاها توسط نوعی رودخانه به هم متصل می شوند که بافت طبیعی شهر ماربلا را که در رودخانه ها فراوان است، دوباره تجسم می کنند. در برخی قسمت ها در طرح جامع استخر، و در برخی دیگر آبگیر ایجاد می کند. این عنصر آب، به عنوان بخشی از سیستم های انرژی تجدیدپذیر، هندسه خانه ها را نیز تعیین می کرد.

آرک دیلی: شما پروژه های در حال انجام زیادی دارید، از طرح جامع لورتو گرفته تا مسابقه جنوا و غیره. می توانید کمی در مورد آن پروژه ها به ما بگویید؟

آندریا: با Stefano Boeri Architetti و Inside Outside، ما دو سال پیش در مسابقه جنوا برنده شدیم و اکنون در حال ساخت است. بخشی از این پروژه طراحی یک یادبود است و در ادامه به طراحی پارکی 60 هکتاری می رسیم. این پروژه ترکیبی بین فضاهای خصوصی و عمومی است، اما همچنین در مورد آن است که مردم دقیقا چه خدماتی از این پروژه قرار است دریافت کنند. مهم ترین چیز پاسخگویی به نیازهای مردم است. برای پروژه Loreto در میلان، اگرچه پروژه بزرگی نیست، اما بسیار مهم است، زیرا اگر ما شروع به تغییر یک میدان در شهر کنیم و آن را به شهروندان برگردانیم، فکر می‌کنم میدان‌های دیگر نیز به دنبال آن تغییر خواهند کرد. این موضوع می تواند یک مرجع مهم برای تمام اروپا، به ویژه از نظر رویکرد پایداری باشد.

آرک دیلی: صحبت از میلانو شد، شما این شهر را در 10 سال آینده چگونه تصور می کنید؟

آندریا: فکر می‌کنم کاملاً متفاوت و بسیار بهتر خواهد شد، مخصوصاً وقتی صحبت از تمام فضاهای شهری باشد. فکر می‌کنم مهم‌ترین هدف میلان این است که نه تنها برای میلان بلکه برای کل اروپا نیز در مورد مسکن تجدید نظر کند. مسکن چالشی جدید برای شهرها و معماری است. من فکر می‌کنم ما باید در مورد فضاهای خصوصی، خدمات مشترک و رویکردهای مسکن مشترک بازنگری کنیم و حتی کل سیستم مالکیت فضاها را زیر سوال ببریم.