در قلمرو معماری، زیبایی شناسی از دیرباز با هنجارهای فرهنگی، پیشرفت های تکنولوژیکی و ترجیحات فردی در هم تنیده شده است.
با این حال، از آنجایی که جامعه با نیاز فوری به رسیدگی به تغییرات آب و هوایی دست و پنجه نرم می کند، کارشناسان صنعت در حال ارزیابی مجدد رویکردهای سنتی برای طراحی و ساخت ساختمان هستند و علاوه بر تلاش برای به حداقل رساندن تأثیرات زیست محیطی، در تلاشند تا فضاهای بصری جذاب و کاربردی تولید کنند.
در 100 سال گذشته، معماران و طراحان به شدت بر موادی مانند شیشه، بتن و فولاد متکی بوده اند و نتیجه آن ایجاد یک همبستگی میان زیبایی شناسی مدرن و مزایای تجاری توانایی نگهداری کوتاه مدت از این مصالح می باشد.
در مقابل، متخصصان آگاه از محیط زیست سالها صرف ایجاد رابطه ای با مواد زیستی مانند چوب و فیبر یا مواد اولیه بازیافتی در طیف وسیعی از محصولات ساختمانی کردهاند. بین این دو رویکرد – که مبتنی بر زیبایی شناسی و مبتنی بر پایداری است – در طراحی ساختمان هم افزایی زیادی وجود نداشته است و اغلب یکی از آنها به عنوان یک ارزش افزوده در طراحی پروژه ها در نظر گرفته می شود.
در هر مرحله، همه جایگزین های بتن، فولاد و شیشه باید با سه مانع زیبایی شناسی، آشنایی و دوام رقابت کنند. کلید تغییر واقعی و نتایج سبزتر و فروش بیشتر این نوع از مصالح ساختمانی، پایداری نیست. بلکه این موضوع اهمیت دارد که راه حل های پایدار هر سه این نگرانی ها را به طور همزمان برطرف می کند.
برای مثال شیشه را در نظر بگیرید. شیشه ماده اساسی معماری مدرن است. جذابیت آن تا حدی ناشی از توانایی آن در ایجاد یکی از شرایط ضروری برای زندگی – خورشید و نور- است. با این اوصاف، میتوان گفت که همان ویژگی که شیشه را بسیار مطلوب می کند، به همان اندازه به محیط زیست ما آسیب می رساند.
شیشه استاندارد یک عایق ضعیف است و می تواند به سرعت منجر به افزایش یا از دست دادن گرما شود. این به نوبه خود منجر به اتکای بیش از حد به سیستم های تهویه مطبوع یا گرمایش می شود که بر بهره وری انرژی تأثیر می گذارد. به همین دلیل، نگرانی فزاینده ای در مورد استفاده بیش از حد از شیشه در شهرهای مدرن وجود دارد. اما مردم آنقدر به دیدن ساختمانهای کاملاً براق یا شیشه ای عادت کردهاند که برای معماران دشوار است که خلاف هنجار عمل کنند.
در نهایت، متخصصان صنعت باید با این مفهوم روبرو شوند که زیبایی در معماری به چه معناست. در حالت ایدهآل، استفاده از منابع محلی می تواند در حفظ محیط زیست بسیار بهتر عمل کند زیرا انتشار کربن ناشی از حمل و نقل را کاهش می دهد و به اقتصاد محلی نیز کمک می کند.
انتقال به یک زیبایی شناسی پایدارتر همچنین مستلزم یک ارزیابی مجدد اساسی از مصالح ساختمانی و شیوه های ساخت و ساز است، که نشان می دهد چگونه این انتخاب ها در دراز مدت تأثیر قابل توجهی بر محیط زیست ما خواهند داشت.
به عنوان مثال، ایده جایگزینی فولاد با یک گزینه با تاثیر کمتر بر محیط زیست اما اغلب زیبا مانند چوب جذاب است. با این حال، زیرساخت نرمافزاری کنونی عمدتاً از طرحهای فولادی و بتنی پشتیبانی میکند و با چوب به اندازه کافی سازگار نیست.
صنعت باید برای تسهیل اجرای طرح های مبتنی بر مواد زیستی، با آنها سازگار شود همانطور که در حال حاضر با طرح هایی با پایه بتنی یا فولادی سازگار است.
فناوری می تواند نقش اساسی در تسهیل تغییر به سمت زیبایی شناسی پایدار داشته باشد. استفاده از فناوری تصویرسازی در فرآیندهای طراحی می تواند کارایی طرح را افزایش دهد و منجر به تصمیم گیری آگاهانه در مورد انتخاب مواد و بهره وری انرژی شود.
به عنوان مثال، نرم افزار مدل سازی سه بعدی SketchUp، امکان انعطاف پذیری بیشتری را در یک پروژه فراهم می کند. داشتن توانایی آزمایش گزینههای مختلف عایق، انواع شیشه و سیستم های تهویه مطبوع میتواند به معماران کمک کند تا از منابع طبیعی مانند نور خورشید و باد استفاده کنند و نیاز به نور مصنوعی، گرمایش و سرمایش را کاهش دهند. این نرم افزار به متخصصان اجازه می دهد تا تأثیرات زیست محیطی یک طرح را ارزیابی کنند و به کاهش مصرف انرژی ساختمان در طول عمر آن کمک کنند.
استفاده مجدد تطبیقی (بازسازی ساختمان ها) نیز یک استراتژی کلیدی برای به حداقل رساندن اثرات زیست محیطی است که بر اهمیت تغییر کاربری سازه های موجود به جای ساخت سازه های جدید، و پذیرش فرسودگی آنها تاکید می کند.
زیبایی ممکن است در نقص وجود داشته باشد، اما باید نقص باشد، نه عیب. مسئله این است که افراد شاغل در این حرفه به سیستم هایی نیاز دارند که دوام این مواد و مصالح را تایید کنند.
ارائه دهندگان مواد و مصالح زیستی و جدید با یک چالش دوگانه روبرو هستند – اول اینکه طراحان را متقاعد کنند که موادشان بادوام هستند. دوم، ایجاد اطمینان از اینکه در صورت بروز مشکل، کسب و کار نوپای آن ها توانایی کنترل و قبول مسئولیت در آن شرایط را دارد.
شاید بیمه، تعهدنامه و یا مکانیسمهای ضمانت دیگری وجود داشته باشد که میتواند انتخاب این مواد نوآورانه و جدید را آسان تر کند و این مصالح با اطمینان خاطر بیشتری انتخاب شوند. این مکانیسم ها همچنین می توانند در وهله اول، آزمایشات و دقت بیشتری را برای طراحی مواد داشته باشند.
گنجاندن پایداری در پروژههای معماری نیازمند رویکردی جامع است که زیباییشناسی، تأثیرات محیطی، استفاده از منابع و انعطافپذیری طولانیمدت را در نظر میگیرد. در نهایت، موفقیت گذار سبز در صنعت به اقدام جمعی و تغییرات سیستمی بستگی دارد.
در نتیجه، نمیتوانیم وانمود کنیم که زیباییشناسی در مورد پایداری مهم نیست. همگرایی این دو در معماری مستلزم بازنگری در رویکردهای مرسوم و پذیرش امکانات جدید است.
با اولویت دادن به نظارت بر محیط زیست و پرورش فرهنگ نوآوری، حرفه معماری می تواند نقشی محوری در شکل دادن به آینده ای پایدارتر برای نسل های آینده داشته باشد.